آموزش

مسافت سرِ کار تا خانه را پیاده طی کردم. چند روزی صدای کشیده‌شدن آرشه روی سیم‌های ویولن ذهنم را درگیر کرده بود انگار می‌خواست آن‌قدر بنوازد تا یادآوری کند که…
چندی پیش با برادرزادۀ هفت‌ساله‌ام دربارۀ اعتماد و بی‌اعتمادی و عوامل مؤثر بر آن صحبت می‌کردم. پس از نزدیک به ده دقیقه سخنرانیِ اندرزگونه و برشمردن ملاک‌های اعتماد، با حالتی…
نور عشق تابید، دنیای کودکی‌ام روشن شد. پدرم عاشق نجاری، کتابخانهُ کوچکی برایم ساخت. مادرم عاشق مطالعه، کتاب‌ها را برایم می‌خرید. از اولین کتاب‌های کتابخانه‌ام، ماهی سیاه کوچولو و درخت…
نوشتن مهم‌ترین فعالیت زبانی بشر است. آنان که می‌نویسند، هر چه در دل دارند بر کاغذ می‌آورند و آنچه بر کاغذ می‌آورند، بر دل می‌نشیند. نوشتن نجیب‌تر از گفتن و…
چشمانتان را ببندید و به زیباترین چیزی که تا به حال دیده‌اید فکر کنید زیباترین و چشم‌نوازترین. می‌توانید هر چیزی را تصور کنید: از چهرۀ انسانی تا طبیعت و حتی…
زیباترین هنگامهٔ عشق همان لحظه‌ای بود که چشمانت را دیدم. چشمان تیله‌ای و قهوه‌ای و دلربایت را می‌گویم. مگر می‌شد اصلاً آن‌ها را ببینی و عاشق نشوی. دلم می‌خواهد بعد…
آخرین کاری که مانده بود آویزان‌کردن لباس‌های متین و خودم بود. بعد از سه روز بالاخره کار اثاث‌کشی تمام شد. پس از هفت سال زندگی در آپارتمان کوچک‌مان، که اول…
تانک‌ها در حرکت، درون خیابان‌های بی‌جان تهران، و ۲۸ مردادی که ننگین شد. و تنها صدایی که به گوش می‌رسد سکوتی است که حکم مرگ دارد. گاردی‌ها می‌آیند به پشتوانهٔ…
فهرست