«شاهدی بجو تا عاشق شوی و اگر عاشق تمام نشدهای به این شاهد، شاهد دیگر.» این جمله را شمس تبریزی میگوید. مقصودش این است که اگر معشوقی یافتی و عاشق…
نوشتهچه
نوشتهچه جای نوشتههای خُرد و خواندنی است بهقلم اهالیِ کارگاه «نگارش و زیبانویسی». اینها مشقهای کارگاه نیستند و قرار هم نیست ویراسته و کامل باشند. بیشترشان با دوری از خورهٔ کاملگرایی شکل گرفتهاند و بهبرکتِ عملگرایی انتشار یافتهاند.

اینجا، نوشتههای هر عزیزی امکان دارد بهمرور بهبود یابند یا بهکل ثابت بمانند، شاید پُرتعداد شوند یا اینکه به دو عدد هم نرسند، ممکن است خوانندههای پروپاقرص پیدا کنند یا غریب بمانند. اینها مهم نیست. مهم این است که حرفی برای گفتن، در قامت واژههایی برای نوشتن درآمده است و جایی انتشار یافته. همین!
نوشتهچه وبلاگ عمومی نیست، شبکهٔ اجتماعی نیز. آغازگاهی است برای پراکندن همدلانه و آغوشی است برای حمایتهای رشدآور و لبخندی است برای یاریهای حالخوبکن. قالبِ نوشتهها آزاد است و غالبِ نگاشتهها دوستداشتنی. نویسندههای این نوشتهها «ویراستاران» را دوست دارند و «ویراستاران» هم تکتک آنان را دوست دارد. نوشتهچه تقاطعِ این دوستی است.
شما نیز همراهشان شوید و نظرتان را زیرشان به یادگار بگذارید تا همدیگر را دلگرم کنیم. راستی، دوست دارید از شما هم نوشتهچه درج کنیم در وبگاه «ویراستاران»؟ اگر قول میدهید که نمیترسید و اگر در فکر فرونمیروید که نوشتهتان درجهیک و بینقص باشد، همین الان بفرستیدش برای خانم فاطمه کیانیِ نازنین:
t.me/TasnimKiani
tasnim2.kian@gmail.com
instagram.com/tasnim.kiani
امشب داشتم توی بالکن جوجهکباب درست میکردم. همینطور که قطرات چربی جوجهها میریخت روی آتش و شعلهها بلندتر میشدند توی ذهنم این شعر صائب تبریزی را مرور میکردم: اظهار عجز…
خانم، اگه حرفزدنم مزاحم حرفزدن شماست، من عذرخواهی میکنم! خب… . بچهها، ما یهوقت یه جمله یا عبارتی مینویسیم؛ ولی اون جمله یا کلمه معنای مدنظر نویسنده رو نمیرسونه. اگه…
هزار در میزنیم و التماس میکنیم تا که بگشایند دری را. چشم به این و آن داریم تا که پر بکند کاسۀ خالیمان را. دردی داریم که درمانش را میجوییم…
«خب با این نرمشی که انجام دادین، ذهنهاتون تازه شد. میخوام بحث بعدی رو شروع کنم. اینو که میگم، یه گوشه از جزوهتون بنویسید مهم یا اصلاً ستاره بکشین، آدامس…
اینم حل کنیم و شیرینی بخوریم که ایشون زحمت کشیدن. راستی، کیا بهمنیاند؟ خانوم شما نمرهتو گرفتی! خب، آقا بخون تمرین رو. «گاهاً او را به خطا به خطا در…
آیا تا به حال به این فکر کردهاید که یادگیری و آموختن هم میتواند سرچشمه فوران شوق و ذوق در وجود انسان باشد؟ یا اینکه ذوق ناشی از یادگیری خود…
نُهساله بودم که بابا بیستهزار فرسنگ زیر دریا نوشتهٔ ژول ورن را برایم سوغات آورد. بعدازظهر زمستانی بود و بابا از سفر شیراز آمده بود. من اجازه نداشتم در طول…
چند وقت بود دلدل میکردم در مزایای رونویسی متن بلندبالایی بنویسم و بسپارمش دست مسئول بخش نوشتهچه. که مثلاً بگویم رونویسی چهقدر خوب است و اگر روزانه تمرین کنید نوشتنتان…
بریم سراغ تمرین بعدی. خانم، شما این جمله رو بخون. «نسبت به مسایل وارده بیتفاوت نباش». فکر میکنید این جمله چند تا غلط داره؟ همین جملهٔ فسقلی؟! یه عدد بگین.…
مسافت سرِ کار تا خانه را پیاده طی کردم. چند روزی صدای کشیدهشدن آرشه روی سیمهای ویولن ذهنم را درگیر کرده بود انگار میخواست آنقدر بنوازد تا یادآوری کند که…
چندی پیش با برادرزادۀ هفتسالهام دربارۀ اعتماد و بیاعتمادی و عوامل مؤثر بر آن صحبت میکردم. پس از نزدیک به ده دقیقه سخنرانیِ اندرزگونه و برشمردن ملاکهای اعتماد، با حالتی…
