- لقمهٔ کوچک درستنویسی
- پخششده از رادیو ایران
- صفت
- مضافالیه
- وزیر سابق نیرو، وزیر نیروی سابق
- مدیرعامل محترم، مدیر محترم عامل
چلنج چلنج! بسه، ایناف…!
هرچی سرچ میکنم، بیفایدهست.
انیوی!
صد بار گفتم من رو نورس نکن!
بسه، ایناف. اوکی؟!
اوکی؟! اوکی…! اوکی…!
باید دوباره تِرای کنم!
هر واژهٔ بیگانه دشنهای است بر پیکرهٔ زبان پارسی.
هر ایرانی نگهبان زبان فارسی.
بگوییم «مدیرعامل محترم» یا «مدیر محترم عامل»؟ فهمیدید؟ صفت را وسط بیندازیم یا بعدش بیاوریم؟ بگوییم «وزیر سابق ارشاد» یا «وزیر ارشاد سابق»؟ سؤال مهمی است و جواب ثابتی ندارد. یعنی چه؟
نگاه کنید ببینید اگر آن ترکیب اضافه، آن مضاف و مضافالیه، آنقدر با هم آمده که یکی شده، صفت را باید بعدش بیاورید؛ یعنی نباید بشکنیدش. مثالش مدیرعامل است، مثالش روشتحقیق است، مثالش رئیسجمهور است. صفتهای اینها را باید بعد از اینها بیاورید. بگوییم «رئیسجمهور محترم»، «مدیرعامل کوشا»، «روشتحقیق پیشرفته».
در غیر این صورت، تمام صفتها باید بین مضاف و مضافالیه بیاید؛ یعنی بگوییم: «وزیر ارشاد»؛ بعد میخواهیم صفت برایش بیاوریم، بگوییم: «وزیر سابق ارشاد»، نه «وزیر ارشاد سابق»؛ چون معنی نمیدهد ارشاد سابق. «وزیر نفت سابق» معنی نمیدهد. «وزیر ارشاد» با هم یک واحد معنایی نشده؛ پس صفتش را باید وسط بیاوریم.
«کتاب من»، «کتاب خوب من». «در اتاق»، «در بزرگ اتاق»؛ اگر صفت مال «در» است.
پس نگاه کنید ببینید این ترکیبهای اضافی چقدر باهماییشان رواج پیدا کرده و دیگر امکان شکستنشان نیست. اگر اینجوری بود، صفت را بعدش بیاورید.
تاریخ انتشار در کانال تلگرامی «ویراسـتاران»: ۱۱اردیبهشت۱۳۹۶.
3 دیدگاه. دیدگاه خود را ثبت کنید
درود
سپاس از توضیحات مفیدتون
یک پرسش به جا میمونه: اگر این مدیرعامل جمع بسته بشه چی؟ و اگر به این جمع صفتی اطلاق بشه … اونوقت داستان به چه صورت تغییر میکنه؟ یعنی مثلا «مدیران عامل محترم» درسته یا «مدیران محترم عامل» و یا چی؟
مدیرعاملان، مدیران عامل: هر دو درست.
واقعاً جای بسی تاسف است که در کشور من (ایران) هستند آدم هایی که برای هر قانون شفاف و درستی بنا به دلائل و نفع شخصی تبصره ایجاد کرده و در مقام دفاع هم برآمده و توضیحات شگرفی ارائه می کنند.با ادله ای که حضرات ایراد کرده اید هر واژه و یا ترکیب غلطی اگر در میان عامه مردم جا بیفتد مشمول تبصره هایی از این دست شده و بعد از مدتی خداحافظ دستور زبان ادبیات فارسی.