(به یاد کودکی‌هایم) به نام تک سفالگر سفالین دنیای فانی هرزمان که قلم را در دست چرخاندم ندانستم از چه بگویم و بنویسم چون نمی‌دانم چرا، ولی بازهم سخت گرفتم.…
در هیاهوی جهان پر رمز و راز و در بطن روزمرگی‌های پی‌درپی آنگاه که از آدم‌های خاکی و عشق‌های زمینی دل کنده‌ای و در سیاهیِ سکوت و بی‌معنایی به دنبال…