• متنوع‌نویسی
  • پخش از رادیو ایران، برنامهٔ «کافه‌هنر، ۶شهریور۱۳۹۶
  • یک فعل و این‌همه معنی!
  • زایا و زنده باد زبان فارسی.
  • محمدمهدی باقری

دوستان، زبان فارسی گسترش‌پذیر است، خیلی دامنه دارد. این‌جوری بگویم: اصلاً کرانه ندارد!

یک فعل می‌گویم: سرزدن. مصدر است. فکر می‌کنید چند تا معنی در فارسی برای این وجود دارد؟ احتمالاً دو تا به ذهنتان رسیده است. مثلاً:

  1. ملاقات‌کردن: برویم یک سری بزنیم به خاله اینا.
  2. مرتکب‌شدن: کار نابجایی از تو سرزد.
  3. طلوع‌کردن: سر زد از افق مهر خاوران…
  4. کسی را می‌خواهند اعدام کنند،‌ او را سر می‌زنند!
  5. در فوتبال، به کسی که هد می‌زند، می‌گویند سر زد. با سر می‌زند. سرزن قوی‌ای‌ است.
  6. اگر تغییرش دهیم، باز معانی جالبی تویش هست. مثلاً اگر قیدش بکنیم و بگوییم «سرزده»، معنی‌اش می‌شود ناغافل؛ یعنی غافل‌گیرانه و بدون اینکه به ما خبر بدهد.

فعل پیدا بکنیم، رویش فکر بکنیم، برایش جمله بسازیم، سلول‌های خاکستری ذهن ما می‌ترکد؛ یعنی قدرت واژه‌سازی‌مان و تنوع کلاممان بیشتر می‌شود و این کمک می‌کند به ما که دنیا را گسترده‌تر ببینیم و از امکانات زبان شیرین فارسی استفاده بکنیم.

 

مقالات پیشنهاد شده

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

پُر کردن این بخش الزامی هست
پُر کردن این بخش الزامی هست
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.

فهرست
کپی شد